مهرسامهرسا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 25 روز سن داره

فرشته خوشبختی مامان و بابا

یه روز آفتابی

از اونجایی که خونمون به خاله نغمه نزدیک شده یه روز که هوا خوب و آفتابی بود با پرنیا اومدن دنبال ما و با هم رفتیم پارک نزدیک خونمون   عشق من دختر خاله ها ...
24 اسفند 1392

خرابکاری های خانوم گل

یعنی یکی از سرگرمیات شده بازی با کابینتها البته الان دیگه به درای کابینتها از دست تو کش بستم این عکستم شب اسباب کشیمونه که کمدت خالی شده بود فدات شم که انقدر خوشگل تی وی نگاه میکنی عشقم وقتی مهرسا خودش غذا میخوره اینجا هم میخوای به مامان غذا بدی مهربونممممممممممم ...
24 اسفند 1392

تولد 10 ماهگی

دخملم ماهگرد دهمت رو با تاخیر گرفتیم آخه شدیدا در گیر اسباب کشی بودیم در ضمن این لباسه که تنت کردم لباسی بوده که تو سیسمونی با مهدی بوده ...
24 اسفند 1392

این روزهای ما و مهرسا

گل مامان این روزا خیلی سرم شلوغه و کمتر وقت میکنم بیام برات بنویسم... حدود 1 هفته ای میشه اسباب کشی کردیم و اومدیم خونه جدید،این خونمون از خونه قبلی بزرگتره و نزدیک خاله نغمه و مامان میناس،با خونه خاله نغمه که فقط یه کوچه فاصله داریم و از همه جهات از خونه قبلیمون بهتره فقط یه بدی داره که اینجا شومینه داره و برای تو جذابه و همش میری سراغش و من باید همش حواسم به تو باشه که بلایی سر خودت نیاری،هر چند جلوش یه میز گذاشتیم ولی تو این روزا از در و دیوار بالا میری و اعتباری به اون میز نیست خلاصه که تا چند روز مشغول چیدمان این خونه بودیم و هنوزم یه کمکی کار داریم،برای همین وقت نکردیم برات کیک بگیریم و ماهگرد 10 ماهگیتو جشن بگیریم،ولی در او...
11 اسفند 1392
1